راه خون

رهسپاریم با ولایت تا شهادت

بررسی آیه نجوا در تفسیر البرهان و الدرالمنثور

تفسير على بن ابراهيم قمى‏

 تفسيرى مأثور از على بن ابراهيم بن هاشم قمى( زنده در 307)، محدّث و فقيه امامى. اين كتاب در رجال نجاشى( ص 260) و فهرست طوسى( ص 209) به على بن ابراهيم نسبت داده شده است .

آقا بزرگ طهرانى نخستين كسى است كه درباره عدم صحت انتساب تمام تفسير موجود به على بن ابراهيم سخن گفته و بر اين باور است كه ابو الفضل عباس بن محمد بن قاسم، شاگرد على بن ابراهيم كه نامش در آغاز تفسير موجود آمده، روايات ابو الجارود، راوى مطالبى در تفسير از امام باقر عليه السلام، و ديگران را از اواسط جلد اول تفسير در آن وارد كرده است( ج 4، ص 303)، اما شاهدى براى اين نظر در دست نيست و عباس بن محمد بن قاسم كسى جز يكى از مشايخ مؤلف كتاب نيست كه در« طريق» مؤلف به على بن ابراهيم قرار گرفته و نام وى علاوه بر آغاز كتاب در ميان نام راويان ديگر نيز ذكر شده است.

تفسير على بن ابراهيم با ديدگاه حديثى نوشته شده، ازينرو مؤلف از ظاهر آيات، با استناد به روايات، به آسانى دست كشيده است. كتاب از تفاسير تأويلى شمرده شده و تأويلهاى دور از ذهن در آن بسيار است ازينرو بسيارى از آيات به فضائل اهل بيت يا مثالب دشمنانشان تفسير شده كه معناى باطنى آيات به شمار مى‏آيند. در اين تفسير تنها روايات گردآورى نشده است بلكه آيات و كلمات بدون استنادِ روشن به روايات، تفسير شده و شأن نزول آيات بتفصيل بيان گرديده و قصص انبيا و وقايع زمان پيامبر و مباحث فقهى حجم گسترده‏اى از كتاب را تشكيل داده است. گاهى معانى مختلف واژه‏هاى مشترك در قرآن ذكر شده.

  الخصال‏

 نوشته شيخ صدوق، ابو جعفر، محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى( 305- 381 هجرى)، از فقها و محدثين بزرگ شيعه در قرن چهارم هجرى.

شيخ صدوق در اين كتاب روايات فراوانى درباره مسائل اخلاقى و عقيدتى و ديگر موضوعات مورد نياز جامعه بشرى جمع آورى كرده است. اين كتاب در نوع و سبك خود بى نظير است و اولين كتابى است كه به اين سبك به نگارش در آمده است. مؤلف به شكلى زيبا و با توجه به اعداد يك تا هزار، روايات را دسته‏بندى نموده است.

انگيزه نگارش‏

 شيخ صدوق درباره انگيزه نگارش اين كتاب مى‏گويد:

« با تحقيق در تأليفات مشايخ و علماى بزرگ گذشته دريافتم كه آنان در بخش‏هاى مختلف علوم كتاب‏هايى نگاشته‏اند, اما درباره رابطه ميان اعداد و صفات پسنديده و ناپسند چيزى نگاشته نشده است.

 با توجه به فايده فراوان اين موضوع براى جوينده علم، بر آن شدم تا براى تقرب به درگاه الهى دست به نگارش چنين كتابى بزنم تا به پاداش الهى و خوشبختى و رحمت خداوند متعال نايل گردم و از درگاه ايزد منان خواهانم تا اميدم را نااميد نگرداند چرا كه او بر هركارى تواناست.»

كتاب خصال با وجود حجم كم، دائرة المعارف بزرگى از معارف اسلامى و احكام حلال و حرام است و هيچ فقيه دانشمند و يا اديب نام‏آورى از آن بى‏نياز نيست.

 همچنين اين كتاب، به مباحث تاريخى، تفسير قرآن، نكات فلسفى و مسائل سياسى نيز اشاره دارد.

 كتاب خصال با مطالب مفيد و مباحث گرانقدر خود از مجموعه‏هاى نفيس روايات اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به شمار مى‏آيد.

اعتبار

 اين كتاب نيز مانند ديگر كتاب‏هاى شيخ صدوق مورد توجه خاص علما و فقهاى شيعه قرار گرفته و روايات آن در بسيارى از مجموعه‏هاى روايى شيعه مانند كتب اربعه و بحار الانوار آمده و نقل آن ها زينت بخش كتب روايى علماى متأخر از شيخ صدوق شده است.

تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة

  انگيزه تأليف‏

سيد شرف الدين در مقدمه، انگيزه خود را از تأليف كتاب چنين بيان مى‏كند:

«آيات فراوانى در قرآن مجيد در مدح اهل بيت پيامبر (ص) و ذم و نكوهش دشمنان آنان آمده و روايات فراوانى در تفسير اين آيات وارد شده؛ ولى اين روايات در كتب مختلف تفسير پراكنده‏اند به طورى كه دسترسى به آن ها و اطلاع از همه آن ها براى مراجعه كنندگان مشكل است، لذا تصميم به جمع‏آورى آن ها در يك كتاب گرفتم تا موجب هدايت طالبان راه راست گردد.

مأخذ تمام مطالب را هم روايات نقل شده از راسخين در علم قرار دادم زيرا هر چه از ناحيه آن ها باشد مسلّما صحيح و خدشه ناپذير است.البته مقدارى هم، رواياتى از طريق عامه نقل كرده‏ام كه بسيار اندك است».

  اسلوب كتاب‏

سيد شرف الدين به خاطر سهولت هر چه بيشتر در بازيابى مطالب كتاب، آن را به ترتيب قرآن قرار داده و از سوره فاتحه آغاز كرده و به سوره اخلاص ختم نموده است.

در هر قسمت نيز ابتدا نام سوره، بعد آيات مورد نظر را با شماره آيه ذكر كرده، پس از آن و در ذيل آيه روايات اهل بيت عليهم‏السلام را در تأويل آن آيه آورده است.

مصنف در بعضى موارد در پايان روايات توضيحاتى براى روشن شدن معناى آيه و روايتِ ذيل آن ذكر كرده است.

سيد شرف الدين آيات را به صورت گلچين آورده و در اين بين نام بعضى از سور قرآن، در كتاب نيامده، زيرا روايتى ذيل آيات آن سوره نيافته است.

نكته بسيار مهمى كه هنگام مطالعه اين كتاب بايد در نظر گرفته شود آن است كه كتاب در صدد بيان ترجمه يا تفسير آيات بوسيله روايات نيست، چرا كه تفسير هم مانند ترجمه نظر به مدلول ظاهرى آيه دارد.مصنف در اين كتاب تمام تلاش خود را صرف تبيين تأويل آيات از راه روايات معصومين كرده است و تأويل قرآن نظر به باطن و بطن قرآن دارد كه هيچ راهى جز علم غيب براى رسيدن به آن وجود ندارد و الفاظ قرآن هيچ دلالتى بر آن معنى ندارند.

مصنف محترم نيز با توجه به اين نكته تنها رواياتى را جمع آورى كرده كه باطن و حقيقت آيات الهى در قرآن كريم را بيان مى‏كنند.

به لحاظ ارزش و اهميتى كه موضوع و متن كتاب تأويل الآيات داشته، سيد روح الأمين مختارى شرحى بر آن نگاشته است.

تفسیر البرهان

مفسر در ذیل آیه نجوا  7روایت را نقل کرده که هیچ یک از این روایت ها در کتب اربعه حدیثی نقل نشده بلکه مفسر این روایت ها را از تفسیر قمی و تاویل الایات و الخصال اورده است .

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ- إلى قوله تعالى- وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ [12- 13]

1- و عنه، قال: حدثنا أحمد بن الحسن القطان، و محمد بن أحمد السناني، و علي بن أحمد بن موسى الدقاق، و الحسين بن إبراهيم بن أحمد بن هشام المكتب، و علي بن عبد الله الوراق (رضي الله عنهم)، قالوا:

حدثنا أبو العباس أحمد بن يحيى بن زكريا القطان، قال: حدثنا بكر بن عبد الله بن حبيب، قال: حدثنا تميم بن بهلول، قال: حدثنا سليمان بن حكيم، عن ثور بن يزيد، عن مكحول، قال: قال أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (عليه السلام): «لقد علم المستحفظون من أصحاب النبي محمد (صلى الله عليه و آله) أنه ليس فيهم رجل له منقبة إلا و قد شركته فيها و فضلته، و لي سبعون منقبة لم يشركني فيها أحد منهم».

قلت: يا أمير المؤمنين، فأخبرني بهن؟ فقال (عليه السلام): «إن أول منقبة- و ذكر السبعين و قال في ذلك- و أما الرابعة و العشرون، فإن الله عز و جل أنزل على رسوله: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً فكان لي دينار فبعته بعشرة دراهم، فكنت إذا ناجيت رسول الله (صلى الله عليه و آله) أتصدق «2» قبل ذلك بدرهم، و و الله ما فعل هذا أحد غيري من أصحابه قبلي و لا بعدي فأنزل الله عز و جل أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ الآية، فهل تكون التوبة إلا من ذنب كان؟».

·   ترجمه : امیر المومنین علی (ع) فرمود : حافظان حدیث و دانایان از صحابه پیامبر می دانند : در میان انان کسی نیست که دارای مقام و فضیلتی باشد . مگر این که من در ان فضیلت با وی شریکم و سهم من بیش تر است . ولی من هفتاد فضیلت دارم که در ان ها از اصحاب پیامبر (ص) کسی با من شرکت ندارد . مکحول گفت گفتم : یا امیر المومنین این فضایل را برای من بگو ، ان گاه حضرت ، یکایک این فضایل را شمرد و در ضمن ان ها فرمود : و اما فضیلت بیست و چهارم به هنگامی که خداوند آیه اذا ناجیتم الرسول .... را نازل فرمود ، من یک دینار داشتم و ان را به ده درهم فروختم و بیش از هر گفت و گوی سری که با پیامبر (ص) به عمل می اوردم ، یک درهم در راه خدا صدقه می دادم ، به خدا سوگند این عمل را هیچ یک از یاران پیامبر نه پیش از منو نه بعد از من انجام نداد تا اینکه خداوند آیه جل أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ الآية را درباره ان نازل کرد .

 

  گونه :فضای نزول

راوی: مکحول شامی یکی از صحابه پیامبر (ص) است.

سند: از ان جا که از صحابی پیامبر نقل شده به ان اثر می گویند .

2- علي بن إبراهيم، قال: حدثنا أحمد بن زياد، عن الحسن بن محمد بن سماعة، عن صفوان بن مسكان، عن أبي بصير، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: سألته عن قول الله عز و جل: إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً، قال: «قدم علي بن أبي طالب (عليه السلام) بين يدي نجواه صدقة، ثم نسختها:

و عنه، قال: حدثنا عبد الرحمن بن محمد الحسيني، قال: حدثنا الحسين بن سعيد، قال: حدثنا                     

محمد بن مروان، قال: حدثنا عبيد بن خنيس، قال: حدثنا صباح، عن ليث بن أبي سليم، عن مجاهد، قال: قال علي (عليه الصلاة و السلام): «إن في كتاب الله لآية ما عمل بها أحد قبلي و لا يعمل بها أحد بعدي: آية النجوى، كان لي دينار فبعته بعشرة دراهم، فجعلت أقدم بين يدي كل نجوى أناجيها النبي (صلى الله عليه و آله) درهما، قال: فنسختها:أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ- إلى قوله تعالى- وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ».

·   ترجمه :ابو بصیر از امام صادق(ع) نقل می کند : از آیه  إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ سوال شد . امام صادق (ع) گفت : به آیه نجوا فقط علی (ع) عمل کرد سپس نسخ شد .از او ...

·   على (ع)گفت: در كتاب خدا آيه‏اى است كه هيچ كس نه پيش از من و نه بعد از من به آن عمل نكرده است و آن آيه نجوى است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً»: يك دينار نزد من بود آن را به ده درهم فروختم و هر وقت با پيامبر نجوا مى‏كردم پيش از آن، يك درهم صدقه مى‏دادم. سپس اين آيه نسخ شد « أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ- إلى قوله تعالى- وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ».

علی بن ابراهیم دو روایت یکی از امام صادق و دیگری از  مجاهد نقل کرده است که روایت دوم از ان جا که به صحابی می رسد اثر نام دارد.

 

گونه : فضای نزول

سند : مسند

راوی : يحيى أبو بصير الأسدي‏ إمامي،ثقة جليل من أصحاب

الإجماع

 

3-محمد بن العباس: عن علي بن عتبة «1»، و محمد بن القاسم، قالا: حدثنا الحسن بن الحكم، عن حسن بن حسين، عن حيان بن علي، عن الكلبي، عن أبي صالح، عن ابن عباس، في قوله عز و جل: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً، قال: نزلت في علي (عليه السلام) خاصة، كان له دينار فباعه بعشرة دراهم، فكان كلما ناجاه قدم درهما حتى ناجاه عشر مرات، ثم نسخت فلم يعمل بها أحد قبله و لا بعده.

·   ترجمه :ابن عباس درباره آیه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً... گفت : این آیه در شان علی (ع) نازل شد ديناری داشت آن را به ده درهم فروخت و هر وقت با پيامبر نجوا مى‏كرد پيش از آن، يك درهم صدقه مى‏داد، این کار را ده بار تکرار کرد سپس آیه نسخ شد و کسی نه قبل ازان و نه بعد ازان به ان آیه عمل نکرد .

 

گونه :فضای نزول

سند : از ان جا که از صحابی پیامبر نقل شده به ان اثر می گویند

راوی :-

4- و عنه، قال: حدثنا علي بن عباس، عن محمد بن مروان، عن إبراهيم بن الحكم بن ظهير، عن أبيه، عن السدي، عن عبد خير، عن علي (عليه السلام)، قال: «كنت أول من ناجى رسول الله (صلى الله عليه و آله) كان عندي دينار فصرفته بعشرة دراهم، و كلمت رسول الله (صلى الله عليه و آله) عشر مرات، كلما أردت أن أناجيه تصدقت بدرهم، فشق ذلك على أص حاب رسول الله (صلى الله عليه و آله)، فقال المنافقون: ما باله «2» ما ينجش «3» لابن عمه؟ حتى نسخها الله عز و جل فقال: أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ إلى آخر الآية».

ثم قال (عليه السلام): «فكنت أول من عمل بهذه الآية و آخر من عمل بها، فلم يعمل بها أحد قبلي و لا بعدي».

·   ترجمه :عبد خير از على(ع) نقل مى‏كند كه گفت: من نخستين كسى بودم كه با پيامبر(ص) نجوا كردم.دينارى داشتم آن را تبديل به ده درهم كردم و با پيامبر ده مرتبه صحبت كردم، هر وقت كه مى‏خواستم با او نجوا كنم، درهمى صدقه مى‏دادم، اين كار بر اصحاب پيامبر گران آمد و منافقان گفتند: او را چه شده كه در باره پسر عمويش كم نمى‏گذارد.مى‏گويد: اين حكم را آيه: «أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ» نسخ كرد. مى‏گويد:من نخستين كسى بودم كه به اين آيه عمل كرد و آخرين كس نيز بودم، هيچ كس نه پيش از من و نه بعد از من به اين آيه عمل نكرد.

 

گونه : فضای نزول

سند : -

راوی : عبد خیر ازطبقه حضرت علی (ع) است .

 

5-- و عنه، قال: حدثنا عبد العزيز بن يحيى، عن محمد بن زكريا، عن أيوب بن سليمان، عن محمد ابن مروان، عن الكلبي، عن أبي صالح، عن ابن عباس، في قوله تعالى: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً، [قال: إنه حرم كلام رسول الله (صلى الله عليه و آله)، ثم رخص لهم في كلامه بالصدقة] فكان إذا أراد الرجل أن يكلمه تصدق بدرهم ثم كلمه بما يريد، قال: فكف الناس عن [كلام‏] رسول الله (صلى الله عليه و آله) و بخلوا أن يتصدقوا قبل كلامه، فتصدق علي (عليه السلام) بدينار كان له، فباعه بعشرة دراهم في عشر كلمات سألهن رسول الله (صلى الله عليه و آله) و لم يفعل ذلك أحد من المسلمين غيره، و بخل أهل الميسرة أن يفعلوا ذلك، فقال المنافقون: ما صنع علي بن أبي طالب (عليه السلام) الذي صنع من الصدقة إلا أنه أراد أن يروج لابن عمه فأنزل الله تبارك و تعالى: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ‏ من إمساكها وَ أَطْهَرُ يقول: و أزكى لكم من المعصية فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا الصدقة فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ أَ أَشْفَقْتُمْ يقول الحكيم: ء أشفقتم يا أهل الميسرة أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ يقول قدام نجواكم، يعني كلام رسول الله (صلى الله عليه و آله) صَدَقاتٍ على الفقراء فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا يا أهل الميسرة وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ يعني تجاوز عنكم إذ لم تفعلوا فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ يقول: أقيموا الصلوات الخمس وَ آتُوا الزَّكاةَ يعني أعطوا الزكاة، يقول: تصدقوا، فنسخت ما أمروا به عند المناجاة بإتمام الصلاة و إيتاء الزكاة وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ بالصدقة في الفريضة و التطوع وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ [أي بما تنفقون خبير].

قال شرف الدين النجفي بعد ذكره هذه الأحاديث عن محمد بن العباس، قال: اعلم أن محمد بن العباس ذكر في تفسيره هذا المنقول منه في آية المناجاة سبعين حديثا من طريق الخاصة و العامة يتضمن أن المناجي لرسول الله (صلى الله عليه و آله) هو أمير المؤمنين (عليه السلام) دون الناس أجمعين، اخترنا منها هذه الثلاثة أحاديث ففيها غنية.

·   ترجمه:کلام پیامبر حرمت دارد بنابراین خداوند صحبت کردن با پیامبر را با دادن صدقه حکم کرد .ومردی برای صحبت کردن با پیامبر با دهمی صدقه داد ودرحالیکه مردم برای این کار بخل ورزیدند . حضرت علی (ع) دیناری داشت که به 10 درهم تقسیم کرد و 10شب با  پیامبر صحبت کرد . اما ثروتمندان بر این کار بخل ورزیدند و صدقه ندادند و منافقین گفتند : آیه یا ایها الرسول .... نازل شد تا این کار را حضرت علی (ع) رواج دهد . تا پاک کند شما را از معصیت .خداوند می فرماید :اگر نداشتید که صدقه بدهید. خداوند غفور و رحیم است . ایا می ترسیدید(ای ثروتمندان ) صدقه دهید قبل از نجوا کردند . برای اینکه فقیر شوید . پس اگر انجام نداده اید خداوند شمارا بخشید پس نماز بپا کنید یعنی نمازهای پنجگانه و زکات بدهیدو صدقه بدهید پس آیه با این موارد نسخ شدکه به جای صدقه دادن نماز بپا دارید و زکات بدهید و از امر خداوند و رسولش اطاعت کنید و خداوند اگاه به کارهای شماست.

شرف الدین نجفی بعد از ذکر این حدیث از محمد بن عباس گفت : بدان که محمد بن عباس ذکر کرد در تفسیر این  مطلب در این آیه 7 حدیث از طریق خاصه و عامه متضمن بر این است که کسی که نجوا کرد با رسول امیرالمومنین حضرت علی (ع) بود و هیچ کسی از مردم چنین کاری را انجام نداد . ما از بین آن ها سه حدیث که معتبر تر بود اختیار کردیم.

گونه :فضای نزول ایضاح لفظی ایضاح مفهومی

سند  : -

راوی :ابن عباس صحابی پیامبر

6-- ثم قال شرف الدين: و نقلت من مؤلف شيخنا أبي جعفر الطوسي (رحمه الله): أنه في جامع الترمذي و تفسير الثعلبي بإسناده، عن علي بن علقمة الأنماري يرفعه إلى علي (عليه السلام)، أنه قال: « [بي‏] خفف الله عن هذه الأمة، لأن الله امتحن الصحابة بهذه الآية، فتقاعسوا عن مناجاة الرسول (صلى الله عليه و آله)، و كان قد احتجب في منزله من مناجاة كل أحد إلا من تصدق بصدقة، و كان معي دينار فتصدقت به، فكنت أنا سبب التوبة من الله على المسلمين حين علمت بالآية، و لو لم يعمل بها أحد لنزل العذاب، لامتناع الكل من العمل بها». قلت: الروايات في ذلك كثيرة يطول بها الكتاب من الخاصة و العامة.

·       ترجمه :علی (ع) فرمود : خداوند به واسطه من این حکم را به امت تخفیف داد ، این آیه برای امتحان صحابی بود.پس از مناجاه رسول خدا گردنکشی کردند و در منزل ماندند و هیج کس صدقه نداد و دبا من دیناری بود و ان را صدقه دادم .و اگر کسی به آیه عمل نمی کرد عذاب خداوند نازل می شد .گفتم : سخن در این باره در کتابهای شیعه و اهل سنت زیاداست .    

گونه :فضای نزول

سند : مرفوع

راوی :علی بن علقمه الانماری صحابی

الدر المنثور

سیوطی در تفسیر الدر المنثور در ذیل ایه12و 13سوره مجادله 10روایت را از صحابه و تابعین ذکر کرده است که به ترتیب عبارتند از : 3 روایت از حضرت علی (ع) 2 روایت از ابن عباس و 2 روایت از مجاهد و 1 روایت از مقاتل و 1 روایت از ابن ابی وقاص و 1 روایت از سلمه بن کهیل می باشد .

قوله تعالى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ الآيتين‏

و أخرج ابن أبى شيبة و عبد بن حميد و الترمذي و حسنه و أبو يعلى و ابن جرير و ابن المنذر و ابن مردويه و النحاس عن على بن أبى طالب قال لما نزلت يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً الآية قال لي النبي صلى الله عليه و سلم ما ترى دينارا قلت لا يطيقونه قال فنصف دينار قلت لا يطيقونه قال فكم قلت شعيرة قال انك لزهيد قال فنزلت أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ قال فبى خفف الله عن هذه الامة

·   ترجمه: (علىّ بن ابى طالب (ع) گفت: چون آيه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً» نازل شد، پيامبر به من گفت: چه مى‏گويى آيا يك دينار كافى است؟ گفتم: طاقت آن را ندارند. گفت: پس چقدر؟ گفتم: يك جو. گفت: تو زاهد هستى، پس نازل شد: «أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ» على مى‏گويد: به وسيله من به اين امت تخفيف داده شد .

 

 

و أخرج عبد الرزاق و عبد بن حميد و ابن المنذر و ابن أبى حاتم و ابن مردويه عن على قال ما عمل بها أحد غيرى حتى نسخت و ما كانت الا ساعة يعنى آية النجوى‏

·       ترجمه:احدی به ان آیه عمل نکرد جز من تا اینکه نسخ شد .ومدت ان نبود جز ساعتی یعنی آیه نجوا

و أخرج سعيد بن منصور و ابن راهويه و ابن أبى شيبة و عبد بن حميد و ابن المنذر و ابن أبى حاتم و ابن مردويه و الحاكم و صححه عن على قال ان في كتاب الله لآية ما عمل بها أحد قبلي و لا يعمل بها أحد بعدي آية النجوى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً كان عندي دينار فبعته بعشرة دراهم فكنت كلما ناجيت النبي صلى الله عليه و سلم قدمت بين يدي درهما ثم نسخت فلم يعمل بها أحد فنزلت أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ الآية

·   ترجمه: على گفت: در كتاب خدا آيه‏اى است كه هيچ كس نه پيش از من و نه بعد از من به آن عمل نكرده است و آن آيه نجوى است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً»: يك دينار نزد من بود آن را به ده درهم فروختم و هر وقت با پيامبر نجوا مى‏كردم پيش از آن، يك درهم صدقه مى‏دادم. سپس اين آيه نسخ شد و كسى پيش از من به آن عمل نكرده بود: «أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا»

أخرج ابن المنذر و ابن أبى حاتم و ابن مردويه عن ابن عباس في قوله إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ الآية قال ان المسلمين أكثروا المسائل على رسول الله صلى الله عليه و سلم حتى شقوا عليه فأراد الله ان يخفف عن نبيه فلما قال ذلك امتنع كثير من الناس و كفوا عن المسألة فانزل الله بعد هذا أَ أَشْفَقْتُمْ الآية فوسع الله عليهم و لم يضيق‏

·   ترجمه :ابن عباس در قول آیه إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ الآيةگفت : مسلمان برای هر مسئله زیاد به پیامبر رجوع می کردند  تا اینکه بر پیامبر سخت شد و خداوند با نزول این آیه خواست بر پیامبر تخفیف دهد تا از رجوع زیاد مردم پیش پیامبر جلوگیری شود . مردم سوال هایشان را پنهان کردند پس آیه أَ أَشْفَقْتُمْ الآية.. نازل شد. خداوند اسان گرفت بر ان ها تا برای ان ها تنگنای نباشد.

و أخرج عبد بن حميد و ابن المنذر و ابن أبى حاتم عن مجاهد قال نهوا عن مناجاة النبي صلى الله عليه و سلم حتى يقدموا صدقة فلم يناجه الا على بن أبى طالب فانه قد قدم دينارا فتصدق به ثم ناجى النبي صلى الله عليه و سلم فسأله عن عشر خصال ثم نزلت الرخصة

·   ترجمه: مجاهد گفت: مسلمانان از اينكه با پيامبر نجوا كند (در گوشى صحبت كنند) نهى شدند مگر اينكه صدقه بدهند، پس هيچ كس با پيامبر نجوا نكرد مگر علىّ بن ابى طالب (ع) كه پيش از آن يك دينار صدقه داد؛ تا اينكه رخصت اين كار داده شد.

و أخرج سعيد بن منصور عن مجاهد قال :كان من ناجى النبي صلى الله عليه و سلم تصدق بدينار و كان أول من صنع ذلك على بن أبى طالب ثم نزلت الرخصة فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ‏

·   ترجمه: مجاهد گفت: کسی که جواب پیامبر(ص) را داد و صدقه داد با دینار کسی نبود جز علی (ع) تا اينكه رخصت اين كار داده شد.حال که صدقه ندادید خداوند شما را بخشید .

و أخرج ابن أبى حاتم عن مقاتل قال ان الأغنياء كانوا يأتون النبي صلى الله عليه و سلم فيكثرون مناجاته و يغلبونه الفقراء على المجالس حتى كره النبي صلى الله عليه و سلم طول جلوسهم و مناجاتهم فأمر الله بالصدقة عند المناجاة فاما أهل العسرة فلم يجدوا شيأ و كان ذلك عشر ليال و أما اهل الميسرة فمنع بعضهم ماله و حبس نفسه الا طوائف منهم جعلوا يقدمون الصدقة بين يدي النجوى و يزعمون انه لم يفعل ذلك غير رجل من المهاجرين من أهل بدر فانزل الله أَ أَشْفَقْتُمْ الآية

·   ترجمه:مقاتل گفت :ثروتمندان نزد پیامبر زیاد مراجعه می کردند و بر فقیران پیشی می گرفتند تا اینکه پیامبر کراهت داشتند ازطولانی شدن مجالست آن ها پس خداوند امر به صدقه هنگام مجالست با پیامبررا داد. فقیرها چیزی برای دادن صدقه نداشتند و ثروتمندان هم از دادن امتناع کردند.مگر گروهی از آن ها به صدقه دادن اقدام کردند .و گمان می کردند کسی به این آیه عمل نکرده جز ممردی از مهاجرین اهل بدر پس خداوند آیه أَ أَشْفَقْتُمْ را نازل کرد .

و أخرج أبو داود في ناسخه و ابن المنذر من طريق عطاء الخراساني عن ابن عباس في المجادلة إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً قال نسختها الآية التي بعدها أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ‏

·   ترجمه : (اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هنگامى كه مى‏خواهيد با رسول خدا نجوا كنيد پيش از نجواى خود صدقه بدهيد، اين براى شما بهتر و پاكيزه‏تر است، پس اگر نيافتيد، همانا خداوند آمرزنده مهربان است.)با آیه بعدی خود نسخ شده است .( آيا از اينكه پيش از نجواى خود صدقه بدهيد، از فقر ترسيديد؟ )

و أخرج عبد بن حميد عن سلمة بن كهيل يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ الآية قال أول من عمل بها على رضى الله عنه ثم نسخت و الله أعلم‏

ترجمه:گفت : اولین کسی که به این آیه عمل کرد علی (ع) بود سپس آیه نسخ شد و خدا می داند.

 

سیوطی روایت های که در ذیل ایه12و 13سوره مجادله آورده است، از کتابهای زیر استفاده کرده است:

 

کتاب

مولف

تاریخ وفات

تفسیر

عبدالرزاق

211

سنن            

سعید بن منصور              

227

سنن

ابن داوود                   

275

تفسیر

ابن جریر                   

310

اوسط

ابن منذر                    

318

تفسیر

ابن حاتم                     

327

المعجم كبير       

الطبرانی                    

360

مستدرک 

حاکم                        

409

امالی

ابن مردویه                   

410

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 21:51  توسط ط.م  |